مطالعه نوع جدیدی از تشدیدهای چندفوتونی با استفاده از میدانهای لیزری متقارن
مصطفی کرمی، پارسا زمانی، خدیجه کرمی، فیروزه جمشیدی
چکیده در این مقاله، با استفاده از میدانهای لیزری متقارن که بهطور قوی با دو تا از ترازهای انرژی یک سیستم چهارترازی جفت شدهاند، وقوع تشدیدهای تداخلی و تفاوت رفتار آنها در مضارب زوج یا فرد فوتونها مطالعه میشود. برای انجام این کار، مدلی بر پایۀ نقاط تقاطع ترازها یعنی محل رخداد گذارهای چندفوتونی ارائه میگردد. ابتدا با ارزیابی فاز تداخل، تشدیدهای چندفوتونی در سیستمهای دوترازی و سهترازی بهصورت مختصر بررسی و با هم مقایسه میشوند سپس در یک سیستم چهارترازی، رژیم وافازی قوی معرفی و ترازها به زمان وابسته میشوند و آهنگهای گذار مرتبۀ دوم و مرتبۀ چهارم که خصوصیات تشدیدداری در nهای صحیح (تعداد فوتونها) دارند حساب میشوند. محاسبات نشان میدهند که نامتقارنی تشدیدها در مضارب زوج یا فرد، نسبت به نوسانات ترازهای قویاً تحریک شده غیرحساس بوده و در رژیم مذکور باقی میماند. از طریق مدلسازی ترازهای یک نقطۀ کوانتومی دوگانه و استفاده از شبیهسازی عددی، به بررسی وابستگی نامیزانی جریان حالت مانا و توافق کامل آن با آزمایشاتی مبتنی بر محاسبۀ جریان در شرایط سد شدگی اسپین میپردازیم. سرانجام نشان میدهیم که نتایج حاصل، تمام خصوصیات اساسی دادههای تجربی را دارا است.
بررسی دامنه مدولاسیون امواج غیرخطی در برهمکنش لیزر-پلاسما با تابع توزیع تسالیس برای الکترونها
علیرضا عبدی کیان، محمدرضا محبی فر، شراره راج
چکیده در این مقاله، با استفاده از دستگاه معادلات غیرخطی سیال الکترونی و معادلات ماکسول، سالیتون الکترومغناطیسی ناشی از برهمکنش بین پالس لیزر با شدت بالا در محیط پلاسما بدست آمده است. تابع توزیع برای الکترونها غیر حرارتی، تسالیس در نظر گرفته شده و با استفاده از روش مقیاس چندگانه، معادله شرودینگر غیرخطی حاکم بر دامنه پتانسل برداری بدست آمده است. بطور تحلیلی، شرایط ناپایداری مدولاسیونی و وجود انواع گوناگون مدهای پوش جایگزیده (روشن و تاریک) برحسب پارامترهای پلاسما (نسبت الکترونهای غیرحرارتی و پارامتر غیر گسترشی) بررسی شده است. در نهایت با رسم شکل، بطور عددی مناطق پایدار و ناپایدار مدولاسونی مورد بررسی قرار گرفت.
بررسی اثر درپوش منشوری در مقایسه با درپوش هموار بر بازده جمعکنندههای خورشیدی با استفاده از روش ردیابی ماتریسی
افضل رقوی
چکیده در این مقاله، از یک روش ماتریسی ردیابی سه بعدی پرتو برای مطالعهی توزیع زاویهای نور عبوری از یک تیغهی شفاف با سطح ناهموار استفاده شده است. با استفاده از این روش، ضریب عبور و بازتاب برای سطحی با ناهمواریهای چهاروجهی منشوری محاسبه گردیده است. با استفاده از نتایج بدست آمده اثر استفاده از این نوع سطوح در مقایسه با سطوح هموار برای درپوشهای مورد استفاده در جمعکنندههای خورشیدی بر حسب زاویهی تابش نور و همچنین زاویهی رأس منشورها مورد بحث قرار گرفته و یک ساختار بهینه برای افزایش بازده جمعکنندههای خورشیدی با جایگزینی درپوشهای مسطح متداول با درپوشهای منشوری پیشنهاد گردیده است.
تابع توزیع شعاعی در نسخه سوم مکانیک آماری تسالیس
محمد امین طباطبایی بافقی، محمد کمالوند، علی مرسلی
چکیده با توجه به اینکه پدیدههای بسیار زیادی در طبیعت وجود دارند که رفتار ترمودینامیکی آنها بهعلت نافزونور بودن با مکانیک آماری رایج بولتزمن-گیبس قابل توضیح نیست، برای تفسیر این پدیدهها بسط انتروپی بولتزمن- گیبس ضروری است. در راستای این هدف از مکانیک آماری جدیدی مبتنی بر تعریفی عمومی از انتروپی که توسط تسالیس ارایه گردیده است، استفاده میشود. در این مقاله، در چارچوب مکانیک آماری تسالیس، تابع توزیع شعاعی (RDF) در نسخه سوم تسالیس بهدست آمده است. برای این منظور، از تابع توزیع احتمال در نسخه سوم استفاده شده و یک فرم بسته برای RDF در نسخه سوم پیشنهاد شده است. در معادله بهدست آمده، تکانهها و مختصات مکانی مستقل هستند. تأثیر شاخص انتروپی q بر تابع توزیع شعاعی سیال لنارد-جونز بررسی شده است. نتایج عددی در چگالیهای پایین، نشان میدهد که با افزایش مقادیر q همبستگی افزایش مییابد. افزایش شاخص انتروپی q و افزایش اثر جاذبه ، تأثیرات مشابهی دارند.
تاثیر نوفه توانی بر مدلهای رشد انباشت تصادفی و انباشت تصادفی با واهلش سطحی
سکینه حسین ابادی، زینب کریمی افوسی، فاطمه توکلی، نسترن مهاجری، امیرعلی مسعودی
چکیده در این پژوهش به بررسی تاثیر نوفه توانی به دو صورت همبسته و غیر همبسته بر روی دو مدل رشد انباشت تصادفی و انباشت تصادفی با واهلش سطحی پرداخته شده است. در حالت های ساده این مدل ها با نوفه سفید، ذرات به طور تصادفی مکانی را برای انباشت انتخاب میکنند؛ ولی در این پژوهش، این مدلها در حالت همبسته توانی که فاصله میان مکان های قابل انباشت از رابطه توانی δx=int[r^(-1/( ۲ρ)) ]تبعیت می کند و حالت غیر همبسته توانی که اندازه ذرات از توزیع P(l)~l^(-(μ+1)) تعیین می شوند، شبیه سازی می شوند. در روابط فوق r یک عدد تصادفی با توزیع یکنواخت در بازه ی (0, 1)، ρ شدت همبستگی و μ نمای نوفه نامیده می شود. نتایج نشان می دهند که مقیاس بندی مدلهای مذکور کاملا تغییر کرده و خواص چند فراکتالی در نوفه های توانی مشاهده می شود. نمای رشد سطح، برای مدل انباشت تصادفی همبسته به ازای مقادیر مختلف شدت همبستگی ρ مقداری ثابت و برابر باβ=0.5±0.02 بوده، در حالیکه مقدار این نما برای مدل رشد انباشت تصادفی با واهلش سطحی و نوفه همبسته، از β=0.25±0.02 برای ρ=0 (معادل با انباشت تصادفی با واهلش سطحی و نوفه سفید) به مقدارβ=0.5±0.02 به ازای ρ=1 افزایش یافته و ثابت می ماند. طبق بررسی های صورت گرفته، نوفه غیر همبسته توانی منجر به افزایش پله ای زبری در زمانهای مختلف رشد می شود. تحلیل فراکتالی صورت گرفته توسط روش تحلیل نوسانات روند زدایی شده ی چند فراکتالی (MFDFA) بیانگر رفتار چند فراکتالی سطوح زبر شبیه سازی شده می باشد.
انتقال کوانتومی چند مرحلهایی حالت N-کیوبیت با استفاده از ترکیب حالتهای GHZ-EPR
نگین فتاحی
چکیده انتقال چند مرحلهای یک روش مناسب برای انتقال اطلاعات کوانتومی در فواصل دورا ست که درهمتنیدگی مستقیمی بین گره فرستنده و گره گیرنده وجود ندارد . در این مقاله روش انتقال چند مرحله ای حالت تک کیوبیتی، دو کیوبیتی وحالت N-کیوبیتی پیشنهاد شده است، که در این روش از ترکیب حالت GHZ و EPR به عنوان کانال کوانتومی به اشتراک گذاشته شده بین دو گره مجاور ، استفاده میشود. در این روش گره مبدأ و گرههای واسطه همزمان و هم ارز یکدیگر میتوانند اندازهگیری های خود را انجام دهند و نتیجه اندازهگیری را به گره مقصد اعلام کنند، بنابراین سرعت انتقال اطلاعات در این روش نسبت به روش انتقال مرحله به مرحله بالاتر میباشد. در پایان بازده این پروتکل نیز محاسبه شده است. این روش برای انتقال اطلاعات در شبکههای ارتباطی مناسب میباشد
طراحی و شبیه سازی حسگر ضریب شکست مبتنی بر بازتاب دهنده پلاسمونیکی براگ
محمد واحدی، مجتبی مرادخانی
چکیده در این مقاله، یک حسگر پلاسمونی ضریب شکستی مبتنی بر ساختار موجبر فلز-دی الکتریک-فلز و با به کارگیری یک بازتاب دهنده براگ پیشنهاد شده و از شبیه سازی دو بعدی با استفاده از روش تفاضل محدود در حوزه زمان FDTD استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که با استفاده از یک بازتاب دهنده براگ در کنار یک تشدیدگر مستطیلی، میتوان به حساسیت و فاکتور شایستگی nm/RIU 1320 و RIU-1 45.5 در حسگر طراحی شده دست یافت. نشان داده شده است که با استفاده از بازتاب دهنده براگ می توانیم فاکتور شایستگی را تا حدود دو برابر و همچنین حساسیت را تا حدود 50 درصد افزایش دهیم.
